Persian Poetry Iranian Hafez of Shiraz

شعر فارسی حافظ شیرازی غزل 020- روزه يک سو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاست


گوش کنید

دیوان حافظ لسان الغیب غزل شماره 20


روزه يک سو شد و عيد آمد و دل‌ها برخاست          مي ز خمخانه به جوش آمد و مي بايد خواست
نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت          وقت رندي و طرب کردن رندان پيداست
چه ملامت بود آن را که چنين باده خورد          اين چه عيب است بدين بي‌خردي وين چه خطاست
باده نوشي که در او روي و ريايي نبود          بهتر از زهدفروشي که در او روي و رياست
ما نه رندان رياييم و حريفان نفاق          آن که او عالم سر است بدين حال گواست
فرض ايزد بگذاريم و به کس بد نکنيم          وان چه گويند روا نيست نگوييم رواست
چه شود گر من و تو چند قدح باده خوريم          باده از خون رزان است نه از خون شماست
اين چه عيب است کز آن عيب خلل خواهد بود          ور بود نيز چه شد مردم بي‌عيب کجاست


غزل بعدی غزل بعدي 21       فال حافظ       غزل قبلی 19 غزل قبلی





ghazal020

نگاهی به عکسهاي تاريخي ايران




Happy Persian New Year Discount Sale

خانه درباره / تماس    محصولات    خدمات    غزليات حافظ    لینکهای برتر ایران    قرآن کریم    فرهنگ تاريخ
کليه حقوق @ 1394 fouman.com متعلق به ایرانیان